مقاله ی واحد درسی سمینار روانشناسی
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سبکهای مقابله ، رضایت زناشویی ، سلامت روانی ، درماندگی روانشناختی

 

تبیین رضایت زناشویی و سلامت روانی بر حسب سبکهای مقابله

 آناهیتا تاشک

 کارشناس ارشد روانشناسی 

چکیده

در این پژوهش رابطه ی سبکهای مقابله با رضایت زناشویی و سلامت روانی مورد بررسی قرار گرفت.هدف اصل پژوهش حاضر ، تبیین رضایت زناشویی و سلامت روانی بر حسب سبکهای مقابله ی کارامد (مساله مدار،هیجان مدارمثبت)و ناکارامد (هیجان مدار منفی) در گروهی از دانشجویان متاهل بود.276 آزمودنی (131 زوج) ساکن در خوابگاه های متاهلین دانشگاه تهران در این پژوهش شرکت کردند.از آزمودنیها خواسته شد مقیاس سبکهای مقابله (کارور،شیر و وینتراب 1989) ، پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست و مقیاس سلامت روانی (ویت و ویر 1983) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روشهای آماری شامل فراوانی ، درصد ،میانگین ،انحراف معیار،ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد.نتایج پژوهش نشان داد که بین سبکهای مقابله کارامد با رضایت زناشویی و بهزیستی روانشناختی همبستگی منفی معنی دار و با درماندگی روانشناختی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد. سبکهای مقابله کارامد و ناکارامد می توانند واریانس متغیرهای رضایت زناشویی و بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی را به صورت معنی دار تبیین کنند.یعنی سبکهای مقابله کارامد با افزایش رضایت زناشویی و بهزیستی روانشناختی و کاهش درماندگی روانشناختی در زوجین مطابقت می کنند و سبک مقابله ناکارامد با کاهش رضایت زناشویی و بهزیستی روانشناختی و افزایش درماندگی روانشناختی در زوجین همراه است.

واژگان کلیدی: سبکهای مقابله، رضایت زناشویی،سلامت روانی ، بهزیستی روانشناختی، درماندگی روانشناختی

مقدمه

لازاروس و فولکمن (1984)راهبردهای مقابله را به عنوان مجموعه ای از پاسخهای رفتاری و شناختی که هدفشان به حداقل رساندن فشارهای موقعیت استرس زا است،تعریف کرده اند.پژوهشهای اخیر نشان داده اند که نوع راهبرد مقابله ی مورد استفاده بوسیله ی فرد نه تنها سلامت روانی که بهزیستی جسمانی وی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد(پیکو 2001). راهبردهای مقابله همچنین حوزه ی روابط بین شخصی مخصوصا کیفیت روابط زوجین را متاثر می سازند (پرلین و اسکولر 1987)

رویکردهای اولیه به فرایند مقابله ، سه سبک اصلی را متمایز می کنند: سبک مقابله مساله مدار که وجه مشخصه ی آن عملکرد مستقیم برای کاهش فشارها یا افزایش مهارتهای مدیریت استرس است. سبک مقابله اجتناب مدار که ویژگی اصلی آن اجتناب از مواجهه با عامل استرس زاست. و سبک مقابله هیجان مدار که وجه مشخصه ی آن راهبردهای شناختی ای است که حل یا حذف عامل استرس زارا با دادن نام و معنی جدیدبه تاخیر می اندازند.(بیلینگز1981)

طبقه بندیهای جدیدتر چهار سبک مقابله شامل منطقی ،گسسته ،هیجانی و اجتنابی را توصیف کرده اند(روجر،جرویس و نجاریان 1993).مقابله ی منطقی به عنوان راهکاری مساله مدار و مقابله ی گسسته به عنوان رویکردی که بر اساس آن فرد از نظر شناختی از مشکل فاصله می گیرد تا از این طریق با آن مواجه شود و تاثیر بالقوه ی هیجان را کاهش دهد،تعریف می شود. مقابله ی منطقی و گسسته بطور کلی سبکهای کارامد ومقابله هیجانی و اجتنابی غالبا سبکهای ناکارامد محسوب می شوند(روجر1993).

پژوهشهای مربوط به مقابله،فرایند مقابله و تاثیر آن بر سلامت فرد را در موقعیتهای مختلف بررسی  کرده اند.در زمینه ی رابطه زوجین و رضایت زناشویی یافته های پژوهشی نشان داده اند که سبک مقابله کارامد(مساله مداریا منطقی و گسسته) با رضایت زناشویی رابطه مثبت و سبکهای مقابله ناکارامد( هیجانی و اجتنابی) با رضایت جنسی رابطه منفی دارد(بومن ودیگران 1990 ). سابورین و همکاران (1990)رضایت و عدم رضایت زوجین را به ترتیب بر حسب سبکهای مقابله ی مساله مدار و هیجان مدار مورد تایید قرار داده اند.رابطه ی سبکهای مقابله ی هیجان مدار و اجتنابی با مشکلات زناشویی نیز در پژوهش هایی که در مورد زنان انجام گرفته ،تایید شده است.تامسون و گیلبرت نشان داده اند که استفاده ازسبکهای مقابله ناکارامد یا استفاده از یک سبک ثابت با رضایت زناشویی کمتر و استفاده ازسبکهای مقابله کارامد یا استفاده از سبکهای متعدد با رضایت زناشویی بیشتررابطه دارد.

در زمینه ی رابطه ی سبکهای مقابله و سلامت روانی مقابله واسطه ی بین استرس و بیماری شناخته شده است(کارور 1993). مقابله یکی از متغیرهایی ست که به طور گسترده در چهارچوب روانشناسی سلامت مورد مطالعه قرار گرفته (هوبفول1998). شناسایی شکلهای موثر مقابله به عنوان متغیر واسطه در رابطه ی استرس-بیماری خط مقدم پژوهشها را در این حوزه به خود اختصاص داده(سومرفیلد 2000). نتایج غالب پژوهشها مقابله ی هیجانی را به عنوان موثرترین واسطه ی رابطه استرس-بیماری معرفی کرده اند.(پکنهام2001 ).بیماریهای استرس مدار و وخیم تر شدن سلامت عمومی بیشتر در کسانی دیده می شود پیوسته از مقابله هیجانی استفاده می کنند.مقابله اجتنابی به عنوان راهبردی کوتاه مدت کارامد شناخته شده ولی در درازمدت مانع سازش روانشناختی می شود و نشانه های درماندگی مثل افسردگی را افزایش می دهد.(بریانت 1995). در نقطه مقابل نعضی پژوهشها نشان داده اند که سبکهای مقابله هیجان مدار باعث ارتقا سطح سلامت روانی میشود.(وینر2001).به منظور حل تعارضهای موجود در یافته های مربوط به مقابله- سلامت،پژوهشگران تاثیر متغیرهای محیطی و تفاوتهای فردی را مورد بررسی قرار دادند.بعضی یافته ها نشانداده اند که مقابله های مساله مدار در موقعیتهای قابل کنترل باعث کاهش نشانه های بیماری می شوند درحالی که مقابله های هیجان مدار در موقعیتهای غیرقابل کنترل باعث کاهش نشانه های بیماری می شوند(ویتالیانو1990).

هدف اصلی پژوهش حاضربررسی تاثیرسبکهای مقابله بر رضایت زناشویی و سلامت  روانی در نمونه ای از دانشجویان متاهل بود.رضایت زناشویی به احساس رضایت هریک از زوجین از هماهنگی و مطابقت با همسر خود در زمینه چگونگی سازماندهی زندگی مشترک شامل هماهنگی در نحوه ی گذراندن اوقات فراغت ،تقسیم کارهای خانه، تعامل و ارتباط با یکدیگر،روابط جنسیو ابراز عواطف و احساسات به یکدیگر،اطلاق می شود(یوگمن 1986). رضایت زناشویی در این پژوهش بر حسب نمره آزمودنیها در پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک- راست محاسبه شده است.سلامت روانی حالتی از بهزیستی ،کنار آمدن با جامعه و رضایتبخش بودن موقعیتها و ویژگیهای شخصی و اجتماعی است.(کاپلن1993). سلامت روانی در این پژوهش بر حسب نمره آزمودنیها در مقیاس سلامت روانی (وییر1983) محاسبه شده است.این مقیاس دو وضعیت بهزیستی روانشناختی ، حالت های مثبت سلامت روانی شامل عواطف مثبت و پیوندهای عاطفی و درماندگی روانشناختی ؛حالتهای منفی سلامت روانی شامل اضطراب، اقسردگی، از دست دادن کنترل رفتاری و عاطفی را ارزیابی می کند. فرضیه های اصلی پژوهش به شرح زیر آزمون می شوند:

1) سبک مقابله کارامد با رضایت زناشویی رابطه مثبت دارد.

2)سبک مقابله ناکارامد با رضایت زناشویی رابطه منفی دارد.

3)سبک مقابله کارامد با بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت دارد.

4)سبک مقابله کارامد با درماندگی روانشناختی رابطه منفی دارد.

5)سبک مقابله ناکارامد با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی دارد.

6)سبک مقابله ناکارامد با درماندگی روانشناختی رابطه مثبت دارد.

روش

جامعه آماری ، نمونه و روش اجرای پژوهش

جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش دانشجویان متاهل ساکن در خوابگاه های متاهلین دانشگاه تهران وآمار ارائه شده توسط مسئول مربوطه تعداد 418 زوج دانشجو در سه خوابگاه متاهلین زندگی می کردند. نمونه ی مورد بررسی به روش در دسترس انتخاب شد و شامل 138 زوج که حداقل یکی از زوجین دانشجو بودند، می شد.  زوجین شرکت کننده در این پژوهش زندگی مشترک را تجربه کرده بودند و با هم زندگی می کردند.پرسشنامه های وضعیت زناشویی ،سلامت روانی و سبکهای مقابله در اختیار آنان قرار گرفت. از زوجین خواسته شد به صورت جداگانه به سوالهای پرسشنامه ها پاسخ دهند. میانگین سن زنان 05\25 سال و میانگین سن مردان 96\28 سال بود. میانگین مدت ازدواج زوجین 28\41 ماه بود.

ابزار سنجش

مقیاس سبکهای مقابله - سبکهای مقابله ی آزمودنیها در این پژوهش با استفاده از مقیاس سبکهای مقابله (کارور 1989) مورد بررسی قرار گرفت. این مقیاس یک آزمون 60 سوالی ست که 15 عامل را در قالب سه زیر مقیاس مقابله مساله مدار ،مقابله هیجان مدار مثبت و مقابله هیجان مدارمنفی بر حسب مقیاس 4 درجه ای لیکرت می سنجد. ضرایب پایایی بازآزمایی برای مقیاسهای مختلف تایید شد.روایی همگرا و تفکیکی مقیاس سبکهای مقابله بر حسب همبستگی بین زیر مقیاسهای این آزمون و مقیاسهای متعدد دیگر شامل خوشبینی ،عزت نفس ،سخت کوشی،تیپ آ و اضطراب بررسی و مورد تایید قرار گرفت(کارور 1989).

در پژوهش حاضر از تقسیم بندی دوگانه ی سبکهای مقابله یعنی سبک مقابله کارامد(مقابله مساله مدار ،مقابله هیجان مدار مثبت) و سبک مقابله ناکارامد(هیجان مدارمنفی) برای تحلیل آماری یافته ها استفاده شده است.

پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک- راست- مشکلات زناشوئی آزمودنیها  در پژوهش حاضر با استفاده از پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک- راست(1988) مورد بررسی قرار گرفت.این مقیاس یک پرسشنامه 28 سوالی ست. پرسشها در مقیاس چهار درجه ای لیکرت، مشکلات موجود در روابط  زناشوئی زوجین را از صفر تا نمره سه در زمینه میزان حساسیت و توجه زوجین نسبت به یکدیگر،تعهد، وفاداری، مشارکت، همدردی، ابراز محبت، اعتماد، صمیمیت و همدلی زوجین می سنجد. حداقل نمره آزمودنی در این مقیاس صفر و حداکثر 84 خواهد بود. نمره ی ترازشده آزمودنیها در 9 درجه بر حسب شدت و ضعف مشکلات زناشوئی محاسبه می شود. ضرایب همبستگی بین نمره های آزمودنیها در دو نوبت  با فاصله دو هفته برای کل آزمودنیها نشانه ی پایایی بازآزمایی عالی پرسشنامه. )r=0\94(

مقیاس سلامت روان- مقیاس سلامت روانی یک آزمون 34 سوالی است و دو وضعیت بهزیستی روان شناختی و درماندگی روانشناختی را در مقیاس 5 درجه ای لیکرت از نمره 1 تا 5 می سنجد. حداقل نمره آزمودنی درزیرمقیاسهای بهزیستی روان شناختی و درماندگی روانشناختی به ترتیب 14 و20 و حداکثرنمره آزمودنی دراین مقیاسها به ترتیب 60 و 100 خواهد بود.همسانی درونی این مقیاس در حد خوب برآورد می شود.

روایی همزمان مقیاس سلامت روانی از طریق اجرای همزمان پرسشنامه سلامت عمومی در مورد همه آزمودنیهای دو گروه محاسبه شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمره کلی آزمودنیها در پرسشنامه سلامت عمومی در زیرمقیاس بهزیستی روان شناختی همبستگی منفی معنی دار و با زیرمقیاس درماندگی روانشناختی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد.این نتایج روایی همزمان مقیاس سلامت روانی را تایید می کنند. روایی تفکیکی مقیاس سلامت روانی از طریق مقایسه ی نمره های بهزیستی روان شناختی و درماندگی روانشناختی دو گروه بیمار و بهنجار محاسبه شد و مورد تایید قرار گرفت.

 

بحث و تفسیر

نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک مقابله کارامد و رضایت زناشوئی همبستگی مثبت معنی دارو بین سبک مقابله ناکارامد و رضایت زناشوئی همبستگی منفی معنی دار وجود دارد. این نتایج به این معنی است که استفاده از سبک مقابله کارامد بر رضایت زناشوئی تاثیر مثبت دارد و احتمال رضایت زناشوئی را افزایش می دهدو استفاده از سبک مقابله ناکارامد بر رضایت زناشوئی تاثیر منفی دارد و احتمال رضایت زناشوئی را کاهش می دهد.این یافته ها که با نتایج پژوهشهای قبلی همخوانی دارد بر حسب چند احتمال تبیین می شود:

طبق مدل فلکمن و لازاروس (1984)در فرایند مقابله ،مهارتهای شناختی برای حل مشکل مورد استفاده قرار می گیرند. فرد با به کار بستن سبک مقابله کارامد مساله مدار از مهارتهای شناختی برای حل مشکل استفاده می کند. بر این اساس راههای  مقابله با مشکل مستقیما بررسی می شوندو معمولا با یافتن راه حلهای مناسب برای مشکل رضایت روانشناختی حاصل می شود. در حوزه روابط بین شخصی ، مخصوصا رابطه زوجین ، رضایت زناشویی می تواند محصول این فرایند محسوب شود.

پویایی ویژگی مشترک سبکهای مقابله مساله مدار و هیجان مدار مثبت شناخته شده . پویایی امکانات لازم برای مقابله فعال با موقعیت های استرس زا را در اختیار فرد قرار می دهد. این وضعیت تمام تواناییهای بالقوه فرد را برای مقابله مثبت و حل مساله فرا می خواندو احتمال موفقیت وی را افزایش می دهد.بدین ترتیب سبکهای مقابله مساله مدار و هیجان مدار مثبت از طریق ویژگی پویایی رضایت زناشویی زوجین را تامین می کند.

ویژگی دیگر افرادی که ازسبک های مقابله کارامد استفاده می کنند،سطح تنش پایین است(پرلین و اسکولر 1987).پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می شود که فرد در سایه ی آرامش روانی بهتر بتواند از مهارتهای شناختی و پویایی برای مقابله با مشکل استفاده کنندو در نتیجه رضایت بیشتری کسب کنند. از طرف دیگر انکار و انفعال دو ویژگی کسانی استکه از ازسبک های مقابله ناکارامد هیجان مدار استفاده می کنند(پرلین و اسکولر 1987).انکار موقعیت استرس زا به رفتار اجتنابی و انفعال در مقابله با موقعیت استرس زا به ناتوانی در بکارگیری توانمندیهای بالقوه و ابتکار عمل فرد منجر می شود.با این سبک مقابله ، مشکل پیش آمده لاینحل می ماند و در نتیجه نارضایتی افزایش می یابد. ویژگیهای انکار و انفعال و پیامدهای آنها در مقابله ی ناکارامد با موقعیتهای استرس زا از طریق کاهش اعتماد به نفس نیز بر مشکلالت و نارضایتیها می افزاید. در حوزه ی روابط بین شخصی مخصوصا روابط بین زوجین که رضایت از آن مستلزم پویایی های متقابل و مشارکت فعال زوجین است، این ویژگیها مستقیما بر میزان رضایت زناشویی  تاثیر می گذارند.

بعلاوه زوجینی که از سبکهای مقابله ی کارامد استفاده می کنند، در پرتو این سبکها و بر اساس مکانیزمهای پیش گفته ، روابط بین شخصی آنها تقویت می شود و گسترش می یابد. این پدیده به فرد مجال می دهد تا علاوه بر امکانات و توانمندی های شخصی از امکانات و مهارت های دیگران نیز برای حل مشکلات استفاده کند و بر رضایت زناشویی بیافزاید.

با استفاده از سبک مقابله ناکارامد هیجان مدار منفی که وجه مشخصه ی آن دوری گزیدن از عامل استرس زا از طریق نادیده انگاری و بی اهمیت دانستن موضوع است.(زیدنر 1996) ، زوجین به جای دیگری مستقیم با منبع استرس و پرداختن به جوانب مختلف آن با نادیده انگاری و بی اهمیت دانستن موضوع بخش عظیمی از انرژی خود را هدر می دهند.استفاده از این سبک مقابله باعث بوجود آمدن یک دور باطل میشود ، بدین ترتیب که اجتناب یا دوری گزیدن از منبع استرس باعث میشود که مشکل باقی بماند و ابقای مشکل به نوبه ی خود عدم رضایت را بوجود می آورد. این عدم رضایت در افرادی که چنین راهبردی را بکار می برند باعث اجتناب بیشتر می شود و در نتیجه عدم رضایت افزایش و ادامه می یابد.

احتمال دیگر این است که زوجین با استفاده از سبک مقابله هنجارمدار منفی از نظر هیجانی با هم درگیر میشوند و تمرکز و آرامش خود را از دست می دهند(فلتن 1984). در نتیجه استرس شدیدتر می شود و نارضایتی افزایش می یابد.

نتایج پژوهش نشان داد که سبکهای مقابله ی کارامد و ناکارامد می توانند واریانس متغیرهای بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی که از مولفه های سلامت روانی هستند را به صورت معنی دار تبیین کنند. افزایش سبک مقابله ی کارامد با افزایش بهزیستی روان شناختی  و کاهش درماندگی روانشناختی مطابقت می کند و استفاده از سبک مقابله ناکارامد با کاهش بهزیستی روان شناختی  و افزایش درماندگی روانشناختی همراه است.این یافته ها که با نتایج پژوهشهای پیشین مطابقت می کند بر حسب چند احتمال تبیین می شوند. وقتی فرد از سبکهای مقابله کارامد استفاده می کند، به طور مستقیم با مشکل درگیر می شود و تمام توان خود را برای حل مشکل به کار می برد. این وضعیت باعث نظم و انسجام فکری می شود و آشفتگی هیجانی را کاهش می دهد. در سایه ی انسجام فکری و آرامش هیجانی بدست آمده، منبع استرس بهتر شناسایی می گردد و ممکن است قابل کنترل نیز ارزیابی شود. شناخت منبع استرس از یک سو و قابل کنترل ارزیابی کردن آن از سوی دیگر به افزایش سلامت روانی کمک می کند. شناخت منبع استرس همچنین از طریق افزایش اعتماد به نفس ، اضطراب و آشفتگی را کاهش می دهد و باعث بهبود وضعیت سلامت روانی می شود.

استفاده از سبک مقابله ناکارامد برعکس فرد را از درگیری مستقیم و موثر با مشکل باز می دارد و توانمندی برای حل مشکل را کاهش می دهد. این وضعیت باعث اختلال در انسجام فکری و آشفتگی هیجانی می شود و سلامت روانی را کاهش می دهد. آشفتگی فکری و هیجانی امکان شناخت صحیح منبع استرس را نیز تحلیل می برد و سلامت روانی را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین می توان تصور کرد که نوعی رابطه دوجانبه بین سبکهای مقابله و سلامت روان وجود دارد. برحسب انکه سبک مقابله کارامد باشد یا ناکارامد مواجه با مشکلات و مسائل فعال یا نافعال خواهد بود و پیامد آن ،سطوح متفاوت سلامت روانی شکل می گیرد، نشان داده اند آموزش سبکهای  مقابله کارامد می تواند افسردگی را کاهش دهد و میتواند بهبود وضعیت سلامت روانی را در پی داشته باشد. در حد یافته های پژوهش حاضر می توان پیشنهادهای زیر را به منزله ی پیامدهای پژوهش در دستور کار اقدامات آموزشی ، بهداشتی ، بالینی ، مخصوصا در چهارچوب روابط زوجین قرار داد:

راهبردهای مقابله ،مجموعه مهارتهایی هستند که تحت تاثیر آموزش و تجربه آموخته می شوند. و نسبتا قابل تغییرند. تدوین برنامه های آموزشی متناسب با تراز تحول ، سبک مقابله ی معمول و مسلط ، نیازها و مشکلات مقابله ای آزمودنی و تعیین سبکهای مطلوب و حدود تغییرات مورد نظر در سبکها به عنوان اهداف این برنامه ها از اقدامات اساسی محسوب می شود. در مراحل مختلف تحول ،که موضوع شکل گیری سبکهای مقابله مطرح است ، مداخله های حساب شده و نظامدار والدین و مربیان نقشی تعیین کننده در پدیدایی ، اسقررار و استمرار سبکهای مقابله کارامد برعهده دارند. آموزش ، تربیت و نظارت مستمر والدین و مربیان، استفاده از ابزارهای کمک آموزشی مدرن، و فراهم سازی  زمینه های لازم برای تجربه و بکارگیری سبکهای مقابله در موقعیتهای آزمایشی و واقعی زندگی از مهمترین راهکارهای تاثیرگذاری بر شکل گیری سبکهای مقابله در مراحل تحول محسوب می شود. اهمیت این برنامه های پیشگیرانه وقتی برجسته تر می شود که مطابق یافته های موجود به نقش و تاثیر سبکهای مقابله ناکارامد بر پیدایش بیماریهای استرس مدارو تهدید سلامت عمومی ، علاوه بر سلامت روانی توجه شود.

پس از شکل گیری سبکهای مقابله ، در شرایطی که برنامه های آموزشی و بهداشتی به هر دلیل با موفقیت اجرا نشده باشند، با مشکلات سبکهای مقابله ناکارامد مواجه خواهیم شد . فراسوی برنامه های آموزشی پیش گفته، مداخله های بالینی در این شرایط ضرورت خود را بیشتر نمایان می سازد. ترسیم و تحلیل موقعیت های استرس زا مکانیزمهای تاثیرگذاری سبکهای مقابله ، ایفای بازی نقش در محیط های بالینی و آزمایشی تحت نظارت متخصص ، تجویز برنامه های زمانی برای اجرای آزمایشی سبکهای مقابله کارامد در موقعیت های مختلف زندگی ، آموزش مهارتهای موثر حل مساله ،تمرینهای تقویت اعتمادسازی و راهکارهای مدرن پارادکسی ازجمله اقدامات بالینی نظیر تغییر ، تعدیل و بازسازی سبکهای مقابله کارامد هستند.

مجموعه برنامه ها و اقدامات پیش گفته می توانند از طریق شکل دهی ، تقویت و بازسازی سبکهای مقابله مختلف به تناسب نیازها و شرایط وضعیت سلامت روانی، سلامت عمومی ، رضایت از زندگی فردی و روابط بین شخصی ازجمله رضایت زناشویی را بهبود بخشند.

محدودیت جامعه آماری پژوهش و نوع پژوهش ، محدودیتهایی را در زمینه ی تعمیم یافته ها ،  تفسیرها و اسنادهای علت شناختی متغیرهای مورد بررسی مطرح می کند و باید در نظر گرفته شود . به علاوه مشکلات احتمالی مربوط به اعتبار ابزار مورد استفاده و شیوه اجرای آن ها در این پژوهش را نباید از نظر دور داشت. برای بررسی دقیق تر رابطه سبکهای مقابله با رضایت زناشوئی و سلامت روانی و انجام پژوهشهایی که بر اساس آنها تاثیر سبکهای مقابله مساله مدار، روی آوری و اجتنابی و به عنوان سبکهای متمایز و شناخته شده بر رضایت زناشویی و سلامت روانی به صورت مستقل بررسی شود ،پیشنهاد می گردد. اجرای پژوهشهای طولی در مورد سبکهای مقابله و تاثیر آنها بر رضایت زناشویی و سلامت روانی در سنین و مراحل مختلف زندگی مشترک و مقایسه یافته ها در مورد آزمودنیهای مجرد و متاهل مکمل یافته های پژوهش حاضر خواهد بود.